جدیدترین اخبار سیاسی ، نظامی و جملات عاشقانه عارفانه
جدیدترین اخبار سیاسی ، نظامی و جملات عاشقانه عارفانه

رفته بودم بیمارستان باختران به مجروحین سر بزنم.
بینشان پسرک نوجوانی بود که هنوز صورتش مو نداشت.
دستش قطع شده بود و آن را بسته بودند.
جلو رفتم.
دستی به سرش کشیدم و با حالت دلسوزانه ای گفتم: خوب میشی ... ناراحت نباش.
خیلی ناراحت شد.
گفت: شما چی فکر کردید؟ من برای شهادت آمده بودم.
از خودم خجالت کشیدم.
رفتم تا به بقیه سرکشی کنم.
وقتی برمی گشتم پسرک شهید شده بود و من خجالت زده....
منبع: وبلاگ سلاله الزهرا
حاجی
سهشنبه 9 مهرماه سال 1392 ساعت 05:38 ب.ظ
مگــــر خودت نگفــتی خداحــافظ؟
پــس چرا وقتی گــفتم “به ســلامت” نگاهــت تلخ شــد؟
بــرو به ســلامت
دیگــر هــم ســراغم را نگــیر!
خســته تــر از آنم کــه بر ســر راهت بنــشینم
و دلــیل رفتنــت را جــــویا شــوم…
سلام دوست عزیز
با مطلبی با عنوان «برادر کرواتی امام خمینی/عکس» به روزم.
خوشحال میشم تشریف بیارید و نظر شریفتون رو بگید.
تشکر